الشيخ أبو الفتوح الرازي
114
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الأَرْضِ ) * ، تو نمىخواهى الَّا آن كه جبّارى قتّالى باشى در زمين بنا حق ، و نمىخواهى كه از جمله مصلحان باشى . چون اسرائيلى اين بگفت ، موسى باز ماند و دست كوتاه كرد و انكار نكرد بر اسرائيلى در آنچه گفت ، و او را تكذيب نكرد و برفت و ايشان را رها كرد . قبطى چون آن سخن بشنيد و آن حال بديد ، بدانست كه مرد را موسى كشته است ، بيامد و فرعون را ( 1 ) خبر داد . فرعون كسان را فرستاد تا موسى را بگيرند ، ايشان به رهى ديگر بيامدند . يكى از جملهء شيعهء موسى اين خبر بيافت ، شتاب كرده و بدويد و بيامد موسى را خبر داد ( 2 ) ، و ذلك قوله : * ( وَجاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى ) * ، بيامد مردى از آخر شهر مىشتافت ( 3 ) . و قوله : * ( يَسْعى ) * ، در جاى حال است . بيشتر مفسّران گفتند ( 4 ) كه : مؤمن آل فرعون بود حزبيل ( 5 ) بن صبورا . جبّائى گفت : نامش شمعون بود ، و گفتند : شمعان . گفت : * ( يا مُوسى إِنَّ الْمَلأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ ) * ، يا موسى قوم مشاورت مىكنند ( 6 ) با يكديگر در كشتن تو ، تو را بخواهند كشتن . * ( فَاخْرُجْ ، ) * ، برو كه من تو را نصيحت مىكنم . و اصل ايتمار ( 7 ) از امر باشد ، اى يأمر بعضهم بعصا ، بيانه : وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ ( 8 ) . . . ، و قال النّمر بن تولب ( 9 ) - شعر : ارى النّاس قد احدثوا شيمة و في كلّ حادثة يؤتمر آنگه در مشاورت به كار داشتند ( 10 ) براى آن كه در او معنى ايتمار هست . * ( فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ ) * ، موسى - عليه السّلام - از آن مدينه بيرون رفت ترسناك مترقّب منتظر آنان را كه در طلب او بودند پس و پيش نگران ، و پناه با خداى داد و گفت : * ( رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) * ، بار خدايا ! مرا از اين ظالمان برهان .
--> ( 1 ) . مش : قبطى فى الحال به بارگاه فرعون آمد و او را . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : خبر كرد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : مىتاخت . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : بر آنند . ( 5 ) . مش : خربيل ، آج ، لب ، آل : جبريل . ( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، آل : مشورت مىكنند ، مش : مشورت دارند . ( 7 ) . اساس : ائتمار . ( 8 ) . سوره طلاق ( 65 ) آيهء 6 . ( 9 ) . كا : قولب . ( 10 ) . آط ، آج ، لب ، آل ، مش : نگاه داشتند ، كا : به كارداشتن .